تعداد بازدید: 1084
تعداد نظرات: 0

پس کوچه های اطلسی

پس کوچه های اطلسی
به یاد شیدای شعر
استاد «محمد شیدای دزفولی» در سال 1317 متولد شد و در اسفند ماه 1395 بدرود حیات گفت.
درگذشت جانگذار شاعر توانمند و فرهیخته، شادروان محمد شیدای دزفولی، ضایعه ای اسفناک برای جامعه ی فرهنگی، ادبی و هنری استان زرخیر خوزستان است. بدون شک، سالیان سال دیگر، همچون شادروان شیدای دزفولی را کمتر در عرصه ی فرهنگ و ادب این مرزو بوم، مشاهده خواهیم نمود. انسانی وارسته و فرهیخته که عمر گرنمایه ی خویش را در راستای احیای فرهنگ متعالی  شعر و ادبیات پارسی بسر آورد و ده ها کتاب و دیوان شعر را تقدیم به شیدایان ایران زمین کرد.
مجله ی اطلسی ها  این مصیبت عظیم را خدمت تمامی فرهنگ دوستان، ادبا و فرهیختگان ایران بخصوص استان خوزستان تسلیت عرض می نماید و از خداوند متعال، علو درجات را برای آن زنده یاد، خواهان است.

چند کار کوتاه از استاد شیدا
دیشب به نگاه خویشتن رنگ زدی
بر دامن ترد خواهشم چنگ زدی
با دست پر از فریب بار دگری
از دور به آرامش من چنگ زدی
              ***
تو را بشکفته در مهتاب دیدم
درون خلسه های آب دیدم
درآنسوی نگاه آبی تو
تمام آسمان را خواب دیدم
             ***
چرا از تو همیشه در هراسم
چرا دائم به کار التماسم
چرا با این همه در زندگانی
برایت آشنای ناشناسم
             ***
به جای آنکه برحالم بکوشد
عجب رنگی است بر من می خروشد
بیابنگر که هرکس زوردارد
به شیدا هیزم تر میفروشد 

------------------------

ریل نفس بریده ی تنهایی
جایی برای خواب و خیالم شد
عشقت میان سینه ی غمگینم
در یک دقیقه فرض محالم شد
می آمدی ترن و صدای سوت
با خنده های ممتد بی جایت
مرگی میان چشم سیاهت بود
مردی به غیر من ته دنیایت
باران صدای گریه ی مردی بود
باران صدای گریه ی مردی بود
باران صدای گریه ی مردی بود...
دارد ترن می آید و من خوابم
آغاز بی اجازه مرگم باش
وقتی گلوله های غمت کُشتم
دارد ترن می آید و من خوابم
با نامه ای مچاله که در مشتم
موهای هرزه ات به دل باد است
تصویر آخریست که میبینم
باور بکن که خواب تو را دیدم
در چشم های بسته ی غمگینم
دارم در این جهان خیالاتی
میبینمت که عاشق او بودی
بوسیدی ام میان نبودن ها...
دارد ترن می آید و من خوابم
میبردیم اگرچه شکستم داد
تصویر هرزه ی کسی از پشتت
دارد ترن می آید و تو خوابی
با نامه ای مچاله که در مشتت
بالا می آورم همه دنیا را
وقتی که تو دلت به دلش بند است
وقت قرار بود و به من گفتی:
«آقا ببخش!ساعتتان چند است؟»
رفتی و مانده رد تو در باران
با من که روی ریل ترن ماندم
که عاشقم نبودی و می رفتی
بر روی ریل قلب تو من ماندم
باران صدای گریه ی مردی بود
توی گذشته،حال و یا فردا
میبینمت که عاشق او هستی
دارد ترن می آید و من خوا...خوا...

مهدی معظمی- بروجرد

------------------------

چقدر گرم و دل نشین است
بوسیدن دستان تنها زنی که ....
با همه سختی ها و مشکلات زندگی اش .....
عاشقانه ؛
بزرگت کرد...
و تو را بر قله رفیع اندیشه ها...
سرافرازت کرد ...
نامش ...
مادر.....!!!
(م ، ص ، الف)

محمدصادق اسکندری
شهرستان کازرون فارس

---------------------------------
تنها
تازه از استراحت ظهر بیدار شده بودم، لیوان چای را که به لبانم نزدیک کردم، یک لحظه پشت پنجره دیدمش، سر را پایین انداخته بود، شانه هایش تکان می خورد، تک و تنها آمده بود، معلوم نبود از خانه بیرونش کرده اند، یا اتفاق بدی افتاده، نمی خواستم خلوتش را بر هم بزنم، نمی دانستم چه کاری باید انجام بدهم، لرزه شانه هایش شدید و شدید تر می شد، حواسش به اطراف نبود و فقط به یک نقطه نگاه می کرد، اصلا به رفت و آمدها کاری نداشت، ولی گاهی مرد و زنی که دست بچه شان را گرفته بودند و از آنجا رد می شدند برای لحظه ای تمرکزش را به هم می زدند، هوا بعد از آن بارندگی شدید صبح صاف و تمیز شده بود، روزهای پایانی زمستان بود، از آن روزهای بارانی که یک ساعت باران یکریز می بارد و ساعتی دیگر آفتاب می درخشد، نگاهم به او بود هم چنان سرش پایین و مضطرب، گاهی بلند می شد و نگاهی به اطراف می کرد و دوباره می نشست، تق تق به شیشه زد، جلوتر رفتم با چشم های ریزش نگاهم می کرد، ترس در نگاهش کاملا دیده می شد، انگار می خواست چیزی بگوید، ولی حرفی نزد و قبل از آن که پنجره را باز کنم، گنجشک به پرواز درآمد.

نامدار کامرانی فر- دزفول

-------------------------------

درد دارد که کسی ضجه محکم بزند
گونه ی مرد نباید همـــه شب نم بزند
ای همه کار و کسِ این منِ بیچاره مخواه-
بعدِ تو یک نفر از بی کسی اش دم بزند
هر که عاشق شده اینجا نرسیده ست به یار
ماندنت قاعده را کاااش که بر هـم بزند
شده ام چـــون پدرِ بیکسِ مُرده پسری
که خودش پا شده تا حجله ماتم بزند
بعدِ ویران شدنم ساخت مرا اما رفت...
فــرض کن بارِ دگر زلزله در بم بزند

کنعان محمدی
شهرستان قیروکارزین فارس
تصاویر
  • پس کوچه های اطلسی
ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:




مطالب شماره 65 مجله اطلسی ها

در اولین شام عاشقانه تان اشتباه نکنید
علت لرزش دست چیست؟
اشتباهات رایج موقع استحمام
صاف کردن مو در خانه؛ آرزوی خانم ها
با لب های ترک دار زیبا نیستید!
رازهای ناگفته 4 سال کارتن خوابی یک دختر جوان؛ حس مان قشنگ بود و دلسوزانه، ولی راهش را بلد نبودیم
خانه های پوکر یا قمارخانه های زیرزمینی
گفت و گوی اختصاصی با بهزاد و فرزاد مرادی، خواننده هایی با صدای ماندگار؛ نوزده سال هم نوایی با رستاک
تست قبل از تزریق پنی سیلین، حیاتی است
گفت و گو با یک مددکار اجتماعی در مورد شب اعدام متهمان؛ تنها نیکوکاران از مرگ استقبال می کنند
یک پرده از آرزوی دختر شهید مدافع حرم، سید احسان میر سیار؛ رویای زینب خواهد آمد
همسرتان اولویت زندگی شماست
سیامک سپهری سرپرست گروه رستاک در گفت و گوی اختصاصی با اطلسی ها: موسیقی، مرز نمی شناسد
مؤدب برانید
نوروز 96 با کلاه قرمزی،‌ فیتیله و عموپورنگ
هشدارهای پلیسی؛ راه های پيشگيري از سرقت خودرو
گفتگو با جاسم غضبانپور؛ عکاس هشت سال دفاع مقدس: عاشق این سرزمین و مردمش هستم
ماست؛ خوراکی همه فن‌حریف
خوش چهره ترین انسان روی زمین
نمکدان کاغذی
مشــتبی
آیا خروپف نشانه بیماری است؟
مادرانی که 34سال اشتباهی دخترانشان را بزرگ کردند
تبدیل شدن یک جرثقیل در هلند به هتل
آرزوی بره کوچولو
گـل روی شـاخه زیباسـت
اطلسی ها
علائم سرطان سینه و راه‌های تشخیص آن؛ سرطان سینه در کمین سلامتی
چرا گاهی لازم است، گریه کنیم؟ چند می گیری گریه کنی
پس کوچه های اطلسی
راه رفتن در خواب؛ از نشانه‌ها تا درمان
لی پوشان خوش تیپ
آدم‌های دوست‌داشتنی چه عادت هایی دارند؛ دوست داشتنی عزیز دوستت دارم
تازه های دنیای مجازی
اشترودل سیب و وانیل
کیک قالبی کدو‌تنبل
پیلاتس؛ ورزشی برای رهایی از کمردرد
چه کار کنیم تا همسرمان چشم بسته اعتماد کند؟ بدون شرط دوستت دارم
توصیه های هفتگانه علم برای میلیاردر شدن
دات نت نیوک فارسی